گلستان شعر و سبک اهل بیت (ع)

دانلود سبک ها و متن اشعار و سبک ها و مقاتل اهل بیت

گلستان شعر و سبک اهل بیت (ع)

دانلود سبک ها و متن اشعار و سبک ها و مقاتل اهل بیت

دیدی خم ابروی تو با ما چها کرد
زآندم که تیری سوی قلب ما رها کرد

بر من گناهی نیست گر آشفته حالم
تیر غمت این گونه ما را مبتلا کرد

دیوانه ام خوانند و راهم را ببندند
گاهی به حال خسته و زارم بخندند

باکی ندارم چون تب و تابم حسین است
شاهم به عالم چون که اربابم حسین است

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

خانه ای در سکوت غوغا بود

يكشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۳۴ ب.ظ

خانه ای در سکوت غوغا بود       غصه از پشت چشم پیدا بود

سینه زن زینب و حسین و حسن      نوحه خوان اشک و آه مولا بود


نیمه ی شب رسید و دخترکی      زیر لب گفت و می شنید پدر

یاد مادر به خیر شب می گفت    شب بخیر ای فدای تو مادر

اختران چشم های خود بستند      شعله بر جان آفتاب زدند

کودکان تا پدر ز خانه رود      همگی خویش را به خواب زدند

رفت از خانه خسته آهسته    زائری سوی تربت زهرا

تا پدر رفت دخترک برخاست    خانه ناگاه گشت کرب و بلا

دخترک گفت روزها باید    ساکت و سر به زیر گریه کنیم

خوب شد تا نیامده بابا    بنشینیم و سیر گریه کنیم

پشت سیلی ز اشک خاطره ی       چهره ی خنده روی مادر بود

شانه ای بین دست های حسن    بین آن چند موی مادر بود

سر زینب به روی پای حسن     آسمان دلش بهاری شد

هاتفی گفت عرش می لرزد    باز اشک حسین جاری شد

گفت روح الامین به صوت جلی    می چکد اشک از صحاب دو عین

دیگر عالم خوشی نمی بیند    بعد از این دم که گریه کرد حسین

بشنوید از فلک صدای اذان        ناله و اشک و آه و زمزمه را

کاش می مردم و نمی دیدم        گریه های یتیم فاطمه را

  • سید مهدی حسینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی