گلستان شعر و سبک اهل بیت (ع)

دانلود سبک ها و متن اشعار و سبک ها و مقاتل اهل بیت

گلستان شعر و سبک اهل بیت (ع)

دانلود سبک ها و متن اشعار و سبک ها و مقاتل اهل بیت

دیدی خم ابروی تو با ما چها کرد
زآندم که تیری سوی قلب ما رها کرد

بر من گناهی نیست گر آشفته حالم
تیر غمت این گونه ما را مبتلا کرد

دیوانه ام خوانند و راهم را ببندند
گاهی به حال خسته و زارم بخندند

باکی ندارم چون تب و تابم حسین است
شاهم به عالم چون که اربابم حسین است

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

هر چه دارم همه از حضرت اُمُّ الْقَمَر است
بهترین شغل ، فقط خدمت اُمُّ الْقَمَر است

پدرم جزءِ غلامان همین خانم بود
پس از او هم پسرش رعیت اُمُّ الْقَمَر است

دست خالی ز در خانه ی لطفش نروم
دادن حاجت من عادت اُمُّ الْقَمَر است

رزق سالانه ی خود را ز درش می گیرم
سفره ی من همه از برکت اُمُّ الْقَمَر است

زائر ماه ، به عرشِ حرم الله شدن ...
به خدا در گِروِ دعوت اُمُّ الْقَمَر است

حضرت زینب کبری شده "زَیْنُ الْحِیدَر"
قمر هاشمیون ، زینت اُمُّ الْقَمَر است

آه ، که سنگ مزارش شده خاک آلوده
خاک قبرش سند غربت اُمُّ الْقَمَر است

کاش ، یک روز ، ببینیم ، که سقاخانه ...
در کنار حرم و تربت اُمُّ الْقَمَر است

هر کجایی که سخن از ادب عباس است
مطمئنا پس از آن صحبت اُمُّ الْقَمَر است

پسرش آخر مردانگی و غیرت بود
هیبتش ارثیه ی هیبت اُمُّ الْقَمَر است

یک نفر گفت ، که قبر پسرت کوچک بود
این سخن ، خود سبب حیرت اُمُّ الْقَمَر است

آن همه هیبت و رعنایی عباس ، چه شد؟
نقشی از قبر ، فقط قسمت اُمُّ الْقَمَر است

لطمه ها زد ز غم روضه ی شاه بی سر
جای این داغ ، روی صورت اُمُّ الْقَمَر است

شرم ، از مادر اصغر بخدا پیرش کرد
مشکِ پاره سبب خجلت اُمُّ الْقَمَر است


"کاش می شد که کمی آب ، به اصغر برسد"
این سخن ، گوشه ای از حسرت اُمُّ الْقَمَر است

  • سید مهدی حسینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی